ویژه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ارسال شده توسط: مدیر سامانه

تعداد دفعات بازدید : 551

تاریخ انتشار : 1396/8/29 -22:45
آموزش به محاق رفته است! (دکتر مهرمحمدی)

دکتر محمود مهرمحمدی استاد تمام دانشگاه تربیت مدرس در دومین همایش ملی آموزش عالی با محوریت "سرآمدی آموزش" پنج شنبه 14 اردیبهشت 1396 در تالار علامه امینی دانشگاه تهران با بیان اینکه کارکرد «آموزش عالی» در سایه سیطره تاکید بر پژوهش و تولید علم و مقاله به محاق رفته است؛ عنوان کرد که در سایه پژوهشگری، آموزشگری کاملاً در حاشیه مانده است.

وی در تشریح مسئله اصلی گفت: مسئله اصلی نجات آموزش از دست پژوهش؛ و نجات آموزش از موقعیت شهروندی درجه دو در آموزش عالی است.

دکتر مهرمحمدی- سرپرست وقت دانشگاه فرهنگیان- با اشاره به اینکه «استادی دانشگاه» در پژوهشگری تبیین می شود و  آموزشگری حاشیه نشین شده است، خاطر نشان کرد: روز به روز با بزرگداشت پژوهش و پژوهشگر، محیط نهادی ما بیشتر مستعد تداوم و تعمیق این باور و برداشت می شود که آموزشگری امری فطری است و نیاز به تحصیل ندارد.

وی با بیان اینکه نباید با مساله تحول در آموزش ساده انگارنه و کاهش گرایانه برخورد کرد تصریح کرد: احیای آموزش در آموزش عالی نیاز به ایده پردازی و نظریه پردازی دارد، باید متخصصین را به میدان فراخواند تا به این موضوع تخصصی سامان دهند.

سرپرست دانشگاه فرهنگیان در پاسخ به چگونگی تحول در آموزش با بیان اینکه راه حل استراتژیک برای تحول تقابل بین پژوهش و آموزش نیست اظهار کرد: راهکار هوشمندانه تر که مقتضی بر شرایط دانشگاه ها باشد، ایجاد آشتی و رفع دوگانگی است.

 وی با بیان اینکه اقبال به آموزش به معنای اعراض از پژوهش نیست خاطر نشان کرد: در این خصوص استراتژی صحیح تر و پاسخ دهنده، این است که جبهه دومی در پژوهش و تولید معنا و معرفت باز شود و آن پژوهش در عرصه آموزش است.

دکتر مهرمحمدی با تاکید بر وجه موقعیتی و محلی آموزش تصریح کرد: فرایند تدریس پیچیدگی هایی دارد که به قواعد عام و ناوابسته به زمان و مکان فروکاستنی نیست.

وی با اشاره بر اینکه «آموزش» قاعده کلی و علمی را بر نمی تابد، افزود: واقعیت این است که استاد مکلف به رمزگشایی از فرایند یاددهی یادگیری است.

سرپرست دانشگاه فرهنگیان در ادامه، رمزگشایی از فرایند آموزش (یاددهی یادگیری) را پاسخ به پرسش های پژوهشی درباره آموزش دانست و گفت: باید به این پرسش ها پرداخت که با استفاده از کدام دسته از فرصت های یادگیری می توان دانشجویان را به یادگیری در این حوزه محتوایی بیشتر علاقه مند کرد؟ اثربخشی شیوه های مختلف آموزش الکترونیک تابع چه عوامل و مختصات محیطی در این حوزه محتوایی خاص است؟ تفاوت در میزان موفقیت دانشجویان در این حوزه محتوایی معلول چه عواملی است؟ ساز و کارهای سنجشی برای اهداف یادگیری مرتبط با این حوزه تا چه میزان پاسخگو است؟ تجربیات اساتید در این حوزه را چگونه می توان تحلیل و تفسیر کرد؟ تشخص حرفه ای من به عنوان آموزشگر به چیست؟

وی در ادامه به این موضوع پرداخت که اهداف ناظر به تربیت عمومی دانشگاه (یادگیری مادام العمر، تفکر انتقادی، تفکر سیستماتیک،...) را با استفاده از چه روش های آموزشی می توان به شکل موثرتری محقق کرد؟ تعاملات علمی دانشجویان در خارج از کلاس را با استفاده از کدام سازو کار می توان به سطح مطلوب رساند؟ نظریه یادگیری معکوس را چگونه می توان در حوزه یادگیری بکار بست؟ من به عنوان یک استاد چگونه به استلزامات نظریه "سوال محوری" در این حوزه محتوایی عمل کرده و آثار آن را چگونه ارزیابی می کنم؟

دکتر مهرمحمدی با بیان اینکه آموزش پژوهی می تواند ضامن یادگیری معنادار و ماندگار باشد خاطر نشان کرد: چون نسبت محتوا به روش آموزش، نسبت راکب به مرکب است. اگر آموزش، یعنی مرکب، لنگ و ناکارآمد باشد، محتوا، یعنی راکب، به مقصد نمی رسد و یادگیری با کیفیت اتفاق نمی افتد.

 وی با انتقاد از حاکمیت publish or perish [انتشار یا انتحار] پیشنهاد کرد که می توان نشریات تخصصی و علمی پژوهشی راه اندازی کرد که محور آنها آموزش باشد، همچنین فرصت مطالعاتی آموزشی برای اساتید تدارک دید، گرنت آموزشی تعریف کرد، آموزش-پژوهشی را ترویج کرد و مانند آن.

وی  دانشگاه هایی را سرآمد آموزش پژوهی دانست که پژوهش در زمینه آموزش با قصد ارتقاء مداوم کیفیت و اثربخشی در تار و پودش تنیده و به یک کنش متداول بدل شده است.

 منبع:

http://te.cfu.ac.ir/?a=content.id&id=78185&lang=fa