ویژه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ارسال شده توسط: مدیر سامانه

تعداد دفعات بازدید : 63

تاریخ انتشار : 1397/10/10 -8:54
هر دم از این باغ ...

 

دکتر کوروش عشقی 

عضو هیئت عملی گروه مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف

حدود دو دهه قبل بود که فاجعه سقوط اتوبوس دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف منجر به از بین رفتن تعدادی از بهترین جوان‌های این مرزوبوم شد کسانی که هم‌کلاس مرحوم مریم میرزاخانی بودند که از این حادثه جان بدر برد و بعدها برنده معتبرترین جایزه ریاضیات در دنیا شد. آن حادثه با تعدادی پیام از سوی مسئولان، گرفتن چند عکس با بازماندگان و چند سخنرانی و وعده‌ووعید بهبود شرایط از سوی مقامات وقت به فراموشی سپرده شد و مقصرین اصلی بعدها در پست‌های مهم‌تری مشغول به کار شدند.

مجدداً چند روز قبل فاجعه مشابهی رخ داد. در نخستین نگاه، پیامی که از تصاویر دردناکی که از اتوبوس درهم‌شکسته دانشگاه آزاد به ذهن خطور می‌کرد سرنوشت غم‌بار ده‌ها تن از بهترین جوانان این کشور بود که پایان آرزوها و رؤیاهایشان برای یک زندگی بهتر، همانند هم‌نسلان پیشین خود، به ارابه مرگی ختم شد که با مجوز مقامات دانشگاه برای تردد آنان تدارک دیده‌شده بود. اما در واقع، این اتوبوس نمادی از وضع امروز و دیروز ماست که تکرار می‌شود. ما ظاهراً همگی سوار اتوبوسی هستیم که پیکر آن سال‌هاست از بی‌کفایتی مسئولین فرسوده شده و بدنه آن با لایه‌های قطوری از دروغ و تزویر زنگ زده است و ترمز اخلاقی آن توسط دزدی و چپاول‌های پرشمار بریده شده است. این اتوبوس هرازگاهی در جاده زندگی توقفی کوتاه کرده و مسافرین جوان خود را در ایستگاهی پیاده می‌کند که به دره مرگ ختم می‌شود و مجدداً به راه خود ادامه می‌دهد.

تراژدی اسفبار وضعیت آموزش عالی و نوع نگاه متولیان آن به دانشجویان و هیئت‌علمی در این کشور وقتی رنگ کمدی به خود می‌گیرد که دغدغه اصلی مسئولان آن نه رسیدگی به وضع فاجعه‌بار رفاهی، تجهیزاتی، آموزشی و اخلاقی فعلی دانشگاه‌ها و نه اهمیت قائل شدن به رعایت حداقل استانداردهای ایمنی برای محافظت از دانشجویان بلکه تنها شمارش تعداد مقالات و دیدن رتبه دانشگاه‌ها در فهرست‌های بلند بالایی است که هرچند یک‌بار منتشر می‌شود تا بلکه بتوانند در خلال مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های پرتعداد خود بر طبل این آمارهای جذاب ولی توخالی بکوبند و آن‌ها را وسیله‌ای برای توجیه ادامه کار خود بیابند.

به‌هرحال آنچه مشخص است این بار نیز این فاجعه در غبار زمان گم خواهد شد و باید به انتظار دره مرگ بعدی بنشینیم که خیلی دور نیست.