ویژه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ارسال شده توسط: مدیر سامانه

تعداد دفعات بازدید : 191

تاریخ انتشار : 1397/1/27 -10:11
«توسعۀ علم» با «رویکردی غیرعلمی» در ایران؛ مطالعۀ موردی: نظام پاداش دهی رسمی

وحدانی اسدی دکتر, [16.04.18 07:15]

[Forwarded from اتچ بات]

‍ (https://attach.fahares.com/Ok/Hqr2zYGFYFL3R6Va3Ng==) «توسعۀ علم» با «رویکردی غیر علمی» در ایران؛

مطالعۀ موردی: نظام پاداش دهی رسمی

وحید احسانی و سیّدمحمّدباقر نجفی

در این مقاله ابتدا با مرور منابع مستند علمی نشان داده شده که از حدود 50 سال پیش، نتایج حاصل از پژوهش های معتبر ثابت کرده است که مشوّق/محرّک های بیرونی (شامل مشوّق های مالی) در بهترین حالت می توانند در فعّالیّت های ساده ای که نیازمند به کارگرفتن توانایی های ذهنی (به ویژه خلاقیّت) نیستند، سرعت و کمیّت انجام کار توسّط کارکنان را بهبود بخشند، امّا در مقابل، در خصوص فعّالیّت هایی که مستلزم کاربرد مهارتهای ذهنی هستند، این نوع مشوّق ها نه تنها عملکرد فعّالان (کارکنان) را بهبود نمی بخشند، بلکه کیفیت انجام کارها را تنزّل می دهند.

این در حالیست که سیاست گذاران و تصمیم سازان نظام آموزش و پژوهش کشور طی دهه های اخیر تلاش کرده اند از طریق محرّک/مشّوق های بیرونی (شامل اجبار و مشوّق های مالی) فعّالان نظام آموزش و پژوهش کشور (پژوهشگران، اعضای هیأت علمی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و غیره) را به فعّالیّت بیشتر واداشته و از این طریق نظام آموزش و پژوهش کشور را توسعه دهند.

در بخش دوّم مقاله، با تأکید بر «نظام پاداش دهی رسمی به کار گرفته شده در نظام آموزش و پژوهش کشور» به یک تناقض بسیار تأمل برانگیز در این نظام پرداخته شده که طی آن سیاست گذاران و برنامه ریزان نظام آموزش و پژوهش از یک سو، پژوهشگران (اعضای هیأت علمی و غیره) را به شدّت به انتشار مقاله در مجلات معتبر (بر اساس شاخص های علم سنجی مربوطه) سوق داده و به افزایش تعداد مقالات منتشر شده در این دسته مجلات افتخار می کنند امّا از سوی دیگر، در فرآیند تصمیم سازی برای نظام آموزش و پژوهش، به یافته های پژوهشی مربوطه ای که در معتبرترین مجلات علمی منتشر شده اند هیچ وقعی ننهاده، حتّی بر خلاف آنها تصمیم گیری می کنند.

در بخش سوّم مقاله، بر اساس مسیر تاریخی که نظام آموزش و پژوهش کشور تا بدین مرحله طی کرده است، سناریوهای اصلی پیش روی این نظام تشریح شده و روند تغییرات آتی (با تأکید بر نظام پاداش دهی رسمی به اعمال شده در آن) در صورت حرکت در جهت هر یک از این سناریوها مورد بررسی قرار گرفته است.

در پایان، بر اساس محتوی و یافته های مقاله نتیجه گرفته شده است که :

1- نظام پاداش دهی رسمی به کارگرفته شده در نظام آموزش و پژوهش کشور «غیرعلمی» (در تضاد با یافته های معتبر علمی-پژوهشی) است. این مسئله حاکی از آن است که فرآیند سیاستگذاری و برنامه ریزی در نظام آموزش و پژوهش کشور مبتنی بر علم و دانش (دانش بنیان) نیست. وقتی سیاستها و تصمیمات اتّخاذ شده در «نظام آموزش و پژوهش» مبتنی بر «علم و دانش» نباشد، اوّلاً، می توان نتیجه گرفت که هیچ بخش دیگری از جامعه (اقتصاد، فرهنگ، سیاست و غیره) نیز دانش بنیان نیست و ثانیاً، نمی توان انتظار داشت مجموعه فعّالیّت های این نظام آموزش و پژوهش -که خود بر اساس علم و دانش اداره نمیشود- بتواند در دانش بنیان شدن اقتصاد و جامعه ایفای نقش کند.

2- اصلاح سازوکار پاداش دهی رسمی نظام آموزش و پژوهش کشور صرفاً در صورتی متصوّر است که این اصلاح خرد در قالب جزئی از یک اصلاح کلان و بنیادی جهت فاصله گرفتن از مسیر «نفت بنیان» و نزدیک شدن به مسیر «دانش بنیان» محقق شده باشد. دستیابی به این هدف خود مستلزم آن است که جامعه (شامل سیاستگذاران و مدیران نظام آموزش و پژوهش) از غرور و افتخار کردن به رشد شاخصهای کمّی نظام آموزش و پژوهش دست برداشته و به "وضعی که در آن به سر میبریم و به فقری که به آن دچاریم" تذکّر پیدا کند.

مقالۀ بالا، در فصلنامۀ اقتصاد و جامعه پذیرش و در نوبت چاپ قرار گرفته است. جهت مطالعۀ متن کامل نسخۀ زودآیند آن می توانید به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

https://www.researchgate.net/publication/324532649_tws_lm_ba_rwykrdy_ghyrlmy_dr_ayran_mtal_mwrdy_nzam_padash_dhy_rsmy