ویژه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ارسال شده توسط: سید محمد رضا تقوی

تعداد دفعات بازدید : 129

تاریخ انتشار : 1397/1/5 -10:22

ارتباط علم دینی و متون دینی

دکتر سید محمد رضا تقوی (استاد دانشگاه شیراز)  ارتباط علم دینی و متون دینی آیت الله رشاد: «اینکه ما علم دینی را مطرح می کنیم. منظورمان این نیست که همه چیز را بر اساس آیه و روایت بسازیم. ما می گوئیم آیات و روایات نیز با حفظ شروطشان جزء منابع هستند». دیدگاه های مطرح در علم دینی عموماً همین نظر حضرت آیت الله را تایید می نمایند. لیکن یک دیدگاه در علم دینی تحت عنوان «مکتب تفکیک» وجود دارد که معتقد است به اعتبار آیه «... و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین» (انعام: 59)، همه علوم در قرآن آمده است و و ظیفه محقق علم دینی استخراج این علوم از قرآن است. تفسیر علامه طباطبایی از عبارت "و لا رطب و لا یابس" (انعام: 59) این است که آنچه برای هدایت بشر لازم بوده است در قرآن آمده است و نه این که تمام علوم در قرآن آمده باشد. برخی نیز گفته اند ممکن است بتوان از این آیه چنان برداشت نمود که تمام علوم در قرآن آمده است لیکن تنها معصومین(ع) قادر به احصاء علوم از قران هستند. صرف نظر از این مباحث، به نظر راقم، این خلاف مشیت و منظور الهی و خلاف هدف خلقت است چنانچه خداوند تمام علوم را در کتابی مثل قرآن و یا کتاب دیگری عرضه می نمود. زیرا ما را به این دنیا آوردند، نعمت عقل را هم به ما عطا کردند، این همه ابهام و اسرار را هم در عالَم تعبیه نمودند تا از طریق حلِّ این ابهامات و اسرار جهان، رشد عقلانیت انسان تسهیل گردد. رشد عقلانیت انسان زمینه را برای عبودیت بر مبنای اراده، آگاهی و اختیار انسان فراهم می نماید. لذا اگر قرار بود کتاب حل المسائل به ما بدهند و بدون تامل ما را به علوم برساند که نقض غرض بود. بعلاوه این سوال که چرا با این وسعت در قرآن و روایات ما را ترغیب به تعقل و تفکر و دقت در پدیده ها (أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ و ...) و مشاهده امور نمودند، بی پاسخ می ماند. الا ایحال دیدگاه مکتب تفکیک، بنا به دلایلی که گذشت نتوانست مورد عنایت و مقبول اهل نظر قرار گیرد. البته باید اذعان نمود که متن (قرآن و سنت) در تولید علم دینی نقش مهمی دارد که در ادامه خواهد آمد. اما واقعیت این است که علم دینی مانند علوم متداول از دقت محقق (فاعل شاسا) در پدیده های عالَم بدست می آید و قابل آزمایش و قابل تجربه خواهد بود. علم دینی به این مفهوم هم خطاپذیر و هم ابطال پذیر است زیرا حاصل تاملات، ملاحظات و مشاهدات و برداشت های محققین علوم انسانی است. اما جایگاه متن در تولید علم دینی: بدون تردید نظریه (جهان بینی)، راهنمای محقق در تمام مسیر تحقیق وی است. بر اساس چهار واقعیت 1) جهان بینی اسلامی، نگاه ویژه ای به عالَم دارد، 2) دین برای خلقت انسان هدف و غایت خاصی را در نظر گرفته است، 3) خداوند دستگاه ادراکی خاصی را برای انسان تعبیه کرده است (شامل حس و عقل و قلب) و 4) خداوند برای هدایت انسان، راهنمایانی را فرستاده است؛ می توان انتظار داشت که دستاوردهای علم دینی به صورت نظام مندی تحت تاثیر عوامل فوق باشد. با اندک تاملی، معلوم می گردد که هر پارادایم علمی یک نظامواره است که به هستی، انسان، هدف و غایت، ارزش و ... نگاه ویژه ای دارد. این نگاه ویژه، محقق را به نیازها، اهداف، سوالات و پاسخ های بعضا متفاوت می رساند و زمینه ایجاد تنوعی از پارادایم ها را فراهم می نماید که یکی از آنها می تواند علوم انسانی اسلامی باشد. این که تاچه اندازه علوم انسانی اسلامی با علوم انسانی متداول مشابه و یا متفاوت باشد نیازمند روشن تر شدن افق های بیشتری از علم دینی در بعد ایجابی آن است.