ویژه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ارسال شده توسط: منوچهر ذاکر

تعداد دفعات بازدید : 437

تاریخ انتشار : 1396/10/6 -18:17
آکادمی پاداش: افول ایده دانشگاه در ایران (منوچهر ذاکر)

آکادمی پاداش: افول ایده دانشگاه در ایران

نویسنده: منوچهر ذاکر استاد تمام رشته ریاضیات

 

(۱) مقدمه

در سال‌های اخیر افراد زیادی به‌نقد وضعیت موجود دانشگاه‌ها و علی‌الخصوص موضوع پژوهش از زاویه چیرگی کمیت بر کیفیت پرداخته‌اند که در نوشته‌های مختلف منعکس‌شده است. بحث من در این نوشته فراسوی تقابل کمیت / کیفیت است و موضوعات زیربنایی و جامع‌تری را در بردارد. هدف از مقاله زیر نقد وضعیت موجود صرفاً بر مبنای انگیزه‌های آکادمیک و نیز ارائه برخی پیشنهاد‌ها است. نظام آکادمی پاداش قبلاً توسط نگارنده در یک سخنرانی در فرهنگستان علوم (بهمن‌ماه ۱۳۹۴) مطرح‌شده است. منظور از آکادمی پاداش (Reward Academy) هر نهاد علمی و پژوهشی از قبیل دانشگاه است که انگیزه‌های علمی و پژوهشی افراد را اساساً به سمت‌وسوی ارضاء حس وابستگی به انواع پاداش‌ها (مادی یا روانی) سوق می‌دهد. در نوشته زیر معیارهای آکادمی پاداش و نحوه کارکرد آن معیارها را توضیح داده و استدلال می‌کنیم چه عواقب زیان باری در دانشگاه‌ها برجای می‌گذارد. آکادمی پاداش بدیل ناحق «گفتمان حقیقی دانشگاه» است. چنین به نظر می‌رسد «ایده دانشگاه» در ایران دچار افت شده است. در سال‌های اخیر شاهد وفور اخبار رسانه‌ای در مورد آمار تعداد مقالات، جهش فلان نمودار و اعطای القاب آی اس آیی به مقاله نویسان کشور هستیم، توگویی چه اتفاق مبارک و شق‌القمری در دانشگاه‌های کشور در حال وقوع است. ولی روی دیگر سکه، حاکی از دور شدن دانشگاه از اهداف و رسالت اصلی خود است و همه این پیرایه‌ها سرپوشی برای به حاشیه راندن دانشگاه‌هاست. زیرا، اولاً محتوای پژوهش‌ها در ایران فاقد رسالت کلان و موجه هستند و صرفاً انگیزه‌های انتشار در این یا آن ژورنال به جهت افزایش تعداد مقالات و یا کسب انواع شهرت و پاداش سازمانی و جلب‌توجه در رسانه، خطوط پژوهشی را تعیین و جهت‌دهی می‌کنند. درحالی‌که گفتمان حقیقی دانشگاه ایجاب می‌کند فعالیت‌های پژوهشی و به‌تبع آن تولیدات علمی، اهداف محتوایی و «درون‌زاد دیسیپلین‌های علمی» را دنبال کنند. ثانیاً نفس شناخت و جستجو برای دانایی جای خود را به تلاش برای کسب پاداش داده است. رسالت اساتید به‌جای بلوغ آکادمیکی، کسب دانش تخصصی جامع، روشن‌اندیشی، و مسئولیت و دغدغه اجتماعی در مقاله‌نویسی خلاصه‌شده است.

 

(۲) فقدان رسالت پژوهشی

اگرچه فعالیت‌ها و انگیزه‌های پژوهشی در دنیا روی همدیگر تأثیر می‌گذارند ولی سیاست‌های علمی و پژوهشی هر کشوری که در دانشگاه‌های آن کشور اعمال می‌شود نقش تعیین‌کننده در جهت‌گیری و انگیزه دهی برای پژوهشگران آن مملکت دارد. نکته دیگر این است که این سیاست‌ها در دستاوردها و نوع محتویات علمی که در کشور تولید می‌شود اثر می‌گذارد. رشته ریاضیات را به‌عنوان‌مثال مدنظر قرار می‌دهیم. نگاهی به تاریخ معاصر ریاضیات و اهداف و جریان‌های پژوهشی بسیار آموزنده است. ملاحظه می‌کنیم به‌طور غالب، انگیزه‌های پژوهشی ریاضی‌دانان به‌صورت آگاهانه در خدمت اهداف کلانی که از متن و تحول درونی ریاضیات و یا حوزه کاربرد و نیازهای عملی برخاسته بود، قرارگرفته است. اجمالاً توضیح می‌دهیم تکامل ریاضیات، رفع انواع مشکلات در خصوص مبانی ریاضیات، حل‌وفصل پارادوکس‌ها و مشکلات روش‌شناختی مانند روش‌های فرمالیستی و شهودی، برقراری توازن بین نظریه‌های اصل موضوعی و مدل‌های مفهومی آن‌ها، ارائه مدل‌سازی‌های موفق ریاضی برای پدیده‌های عینی و فیزیکی، تلاش در جهت ادغام و یکپارچه کردن شاخه‌های مختلف ریاضی و یا یافتن ارتباطات مابین مطالب ریاضی و بالاخره پژوهش در چارچوب برنامه‌های مشخص، اهداف کلانی بوده است که آگاهانه اهداف و انگیزه‌های پژوهشی ریاضی‌دانان را سروسامان داده و هدایت کرده است. درنتیجه تولید دستاوردهای ریاضی در چارچوب برنامه‌های مشخص و یا اهداف دوراندیشانه بوده است. ریاضی‌دانان به‌ندرت فعالیت خود را صرفاً به خاطر تولید نتایجی در ریاضیات و انتشار مقاله مشغول کرده‌اند. وقتی روی دستاوردهای ریاضی‌دانان شاخص حتی تا اواسط قرن بیستم تأمل می‌کنیم تازه متوجه می‌شویم انگیزه‌های پژوهشی آن‌ها در خدمت چه اهداف کلانی بوده است و این‌طور نبوده که بدون حساب‌وکتاب روی فلان مسئله کار کنند. این موضوع فقط شامل ریاضی‌دانان تراز اول نبوده بلکه دیگر ریاضی‌دانان نیز تا جایی‏که می‌توانستند سعی می‌کردند گرهی از این مشکلات و اهداف کلان را گشوده و قدم‌هایی هرچند کوچک در این راستا بردارند. حتی اگر سهم آن‌ها بزرگ نباشد چون رسالت پژوهشی موجه بوده فعالیت آکادمیک آن‌ها مشروعیت داشته است. این وضعیت و سناریو در مورد ریاضیات برای دیگر رشته‌های دانشگاهی نیز قابل اطلاق است. در وضعیتی که هدف پژوهش، صرفاً تولید مقاله چه بی و چه باکیفیت (یعنی در ژورنالی با امتیازات آماری بالا) باشد و یا افزایش تعداد مقالات به هدف فربه کردن رزومه انگیزه اصلی ریاضی‌دان باشد ما با فقدان رسالت پژوهشی مواجه هستیم.

به‌زعم نگارنده در مملکت ما اوضاع کم‌وبیش چنین است و فقدان رسالت پژوهشی در جامعه ریاضی ایران و دیگر رشته‌های دانشگاهی کاملاً مشهود است. انگیزه بسیاری از پژوهش‌ها یا کسب برخی امتیازات و ارتقاءهای سازمانی و یا تولید مقاله به نیت فربه کردن رزومه است. این موضوع کاملاً با مفهوم «آکادمی پاداش» مرتبط است که در ادامه به‌تفصیل معرفی خواهیم کرد. در راستای نیل به اهداف درون‌زاد پژوهشی در رشته ریاضیات و جهت‌دهی خطوط پژوهشی، پیشنهاد‌هایی ارائه می‌دهیم. از حیث محتوای پژوهش، برنامه‌هایی که (الف) ارتباطات کلان مابین مباحث ریاضی را برقرار کرده و موضوعات منفصل را در قالب یک مبحث با چشم‌اندازی وسیع و واحد یکپارچه می‌سازند و (ب) قابلیت تفکر ریاضی برای تحلیل و مدل‌سازی پدیده‌های عینی را تقویت و توسعه می‌دهند، مورد تأکید هستند. در سال‌های اخیر، تحقیقاتی که در مورد منشأ و ماهیت معرفت ریاضی در شاخه‌های مختلف علوم شناختی انجام می‌شوند بیش‌ازپیش ماهیت بشری و زیست‌شناختی دانش ریاضی را نشان می‌دهد. پایه‌های ریاضیات محصول تحول در نحوه زیست بشر و به‌تبع آن تکامل ذهن انسان است. این موضوع حاکی از افول پارادایم افلاطونی در باب ریاضیات است. به همین دلیل در پرتو نتایجی که در این راستا به وجود می‌آید در کنار مورد (الف) تأکید روی مورد (ب) یعنی عطف توجهِ پژوهش‌های ریاضی به اندیشه‌های مدل‌سازی و حل مسائل عینی، بسیار موجه هستند. درواقع، پژوهش‌هایی که معطوف به مدل‌سازی و پدیده‌های عینی هستند و زبان انضمامی و کاربردپذیری را به خدمت می‌گیرند می‌بایستی جزو اهداف پژوهشی مدنظر قرار گیرند.

 

(۳) لزوم و اهمیت رسالت در پژوهش

نگارنده موضوع رسالت را در بستری گسترده‌تر یعنی سطح جامعه تحت مضمون «رسالت زمان حال» موردبررسی قرار داده است که برای بحث فعلی هم مفید است (منوچهر ذاکر، اهمیت مطالعات زمان برای جامعه، ماهنامه بایرام، شماره ۶۵، ۱۳۹۶، ۶-۴). رسالت در تعبیر کلی‌تر، ویژگی مصممیت، عزم و جدیتی است که آحاد جامعه در لحظات زندگی و بالأخص وظایف و فعالیت‌های اجتماعی به همراه دارند. در جامعه‌ای که قادر به ایجاد و تسرّی اهداف و رسالت اجتماعی (صرف‌نظر از جهت و محتوای آن‌ها) نیست، افراد جز برای امور معیشتی و امیال و آمال شخصی خود برای هیچ رسالت اجتماعی کلانی مصمم نخواهند بود. در چنین شرایطی عموماً رخوت و انواع بی‌مبالاتی‌های اجتماعی پدید می‌آید و زمان‌های باارزش آحاد جامعه از دست می‌رود. حضور افراد مصممی که رسالتی را بر دوش می‌کشند از ویژگی‌های بارز یک جامعه پربازده و آینده‌ساز است. توجه به «رسالت زمان حال» تکلیفی است که نظام فرهنگی و اجتماعی هر مملکتی بر عهده دارد. مشابه این بحث و در همین چارچوب فکری، موضوع رسالت و سیاست‌های پژوهشی در جامعه دانشگاهی ایران قابل‌بررسی است. متأسفانه سیاست‌های بالادستی که به دانشگاه‌ها تحمیل می‌شود ارزش‌های والای «گفتمان دانشگاه» و رسالت حقیقی دانشگاه را تضعیف می‌کنند. آکادمی پاداش بنابر اقتضائات خاص خودش عزم و انگیزش کافی برای پژوهش و سایر فعالیت‌های علمی به وجود می‌آورد. ولی محصول جانبی آکادمی پاداش تولید و انباشت انبوهی از پژوهش‌ها و مقالات غیرضروری است؛ به این دلیل که در خدمت اهداف کلان باارزش و قابل دفاع نیستند. مصداق بحث ما پژوهش‌های ریاضیات محض موجود در کشور را بیشتر شامل می‌شود. بسیاری از این پژوهش‌ها صرفاً جهان اشیای ریاضی یک شاخه از ریاضیات محض را تعمیم می‌دهند و ارتباط تئوریک خاصی با دیگر مباحث برقرار نمی‌سازند. در اغلب موارد اشیاء و تعاریف جدید، کاملاً تصنعی و ناموجه ساخته می‌شوند؛ پژوهش انجام‌شده روی این تعاریف جدید سطحی است و صرفاً برای تولید مقاله مسئله تراشی می‌کنند. به عبارت بهتر، این پژوهش‌ها صرفاً برگ‌های بیشتری به لفاظی های زبان زرگری ریاضی می‌افزایند. مثال‌های متعددی که هم‌اینک در دانشگاه‌های کشور در جریان است می‌توان عنوان کرد. ظاهراً هدف فقط ایجاد بازاری پژوهشی باهدف تولید مقاله بوده است. وقت آن است جامعه علمی و دانشگاهی کشور به تولید این‌گونه پژوهش‌ها اجازه بیشتر ندهد و از حیث اهداف و محتوای پژوهشی پوست‌اندازی کند. همان‌طور که گفتیم دستاوردهای علوم شناختی در باب ریاضیات حاکی از ورود به پارادایم ریاضیات بشری – تجربی و تضعیف استیلای تفکرات افلاطونی و فرمالیستی روی فلسفه و مبانی ریاضیات است. پژوهش‌هایی که معطوف به مدل‌سازی و پدیده‌های عینی هستند و زبان انضمامی و کاربردپذیری را به خدمت می‌گیرند، باید در این پوست‌اندازی و تغییر و تحول پیشنهادی مطمح نظر قرار گیرند. طبیعتاً دانشگاه‌های کشور بایستی در راستای این تحول بنیادی، تغییرات اصلاحی و برنامه‌های مناسبی در زمینه‌های گسترش هدفمند شاخه‌های آموزشی و جذب هدف‌دار دانشجویان دکتری در شاخه‌های آموزشی و پژوهشی قابل دفاع به اجرا بگذارند.

جهت ورود به مقوله آکادمی پاداش و تقابل آن با گفتمان حقیقی دانشگاه نیازمند به معرفی برخی مفاهیم روانشناسی هستیم که در ادامه بیان می‌شوند.

 

(۴) آکادمی پاداش: بدیل ناحق گفتمان حقیقی دانشگاه

وابستگی به پاداش (Reward Dependence) خصلتِ روان‌شناختی قابل‌سنجشی است که میزان تمایل، تقرب و پاسخ مثبت فرد در قبال انواع پاداش‌ها و محرک‏های اشتهاآور اجتماعی و اقتصادی از قبیل شهرت اجتماعی و رسانه‌ای، تأیید و تشویق اجتماعی و انواع مادی و اقتصادی پاداش را نشان می‌دهد. تفاوت‌های فردی بسیار معناداری مابین افراد در میزان وابستگی به پاداش وجود دارد ولیکن مکانیسم‌های شرطی و تکنولوژی‌های کنترل رفتار قادر هستند میزان تمایل و وابستگی افراد و حتی اجتماعات را به پاداش، کنترل و افزایش دهند. منظور از آکادمی پاداش (Reward Academy) هر نهاد علمی و پژوهشی از قبیل دانشگاه است که انگیزه‌های علمی و پژوهشی افراد را اساساً به سمت‌وسوی ارضاء حس وابستگی به انواع پاداش‌ها (مادی یا روانی) سوق می‌دهد. نباید این‌گونه برداشت شود که در آکادمی پاداش رفتار افراد را به‌طور مستقیم با پاداش‌های مادی کنترل کرده و به آن جهت می‌دهند. منظور، گره زدن انگیزه و تلاش افراد بااحساس روانی وابستگی به محرک‌های اشتیاق آور مادی و علی‌الخصوص روانی از قبیل کسب تأیید، تشویق، شهرت رسانه‌ای و پرستیژ و نمایش اجتماعی است. خوشنودی و ارضاء علمی جای خود را به ارضاء همین حس وابستگی به پاداش‌ها می‌دهد. در آکادمی پاداش، عرصه علوم و دانشگاه به‌جای شعور و فضایل علمی جولانگاه دیدگاه مسابقه‌ای و رکورد زدن‌های کورکورانه در میدان چاپ مقاله می‌گردد. مکانیسم ترغیب و کنترل از طریق انواع سیاست‌گذاری‌ها، آئین‌نامه‌ها و امتیازدهی‌ها و به تعبیر روانشناسی، تقویت مثبت و سلبی اِعمال می‌شود. در تقویت مثبت، تبعیت از عمل الف، پاداش پ را به ارمغان می‌آورد. تقویت مثبت مداومت انجام عمل الف را ترغیب می‌کند. در تقویت سلبی، چنانچه عمل ب را انجام دهید جریمه ت شامل حال شما نمی‌شود. در حال حاضر ارتقای شغلی و رتبه‌های علمی در مراکز آموزشی و پژوهشی و نیز انواع سایت‌های اینترنتی که آمار مقالات، تعداد ارجاعات، انواع شاخص‌ها و نمودارهای گوناگون را گزارش می‌دهند، نقش پاداش را بازی می‌کنند. گفتنی است اعطای انواع جوایز برای انواع فعالیت‌های پژوهشی در دانشگاه‌ها امر بسیار پسندیده‌ای است و انتقاد از نظام آکادمی پاداش به معنی مخالفت با اعطای جوایز نیست. در تقابل با آکادمی پاداش، گفتمان دانشگاه مشعر بر ارزش‌ها و فضیلت‌های واقعی آکادمی است که مشتمل هستند بر: خودسازی و تربیت علمی، پرورش و درونی سازی روحیه پرسشگری علمی و نقد در حوزه آموزش و پژوهش، استقرار و تقویت درون ذهنی الگوهای علمی و مایه‌های فکری، جامع‌نگری علمی، توجه و کاوش در باب پرسش‌های بنیادی، کشف ارتباطات مستور مابین حوزه‌های مختلف علوم، تعامل علوم انسانی و انتقادی با علوم طبیعی و ریاضی (مخصوصاً در حوزه پرسش‌های بنیادی)، وحدت بخشیدن به علوم و استفاده از علوم وحدت یافته در جهت روشن‌اندیشی در سطح فرد و جامعه. ملاحظه می‌کنیم در حال حاضر آکادمی پاداش جای گفتمان دانشگاه را گرفته و در حکم آلترناتیوی برای آن عمل می‌کند. آکادمی پاداش از میزان وابستگی زیست-روانشناختی آحاد جامعه به پاداش‌های اجتماعی – روانی – اقتصادی بهره می‌برد. همان‌طور که گفتیم فاکتور وابستگی به پاداش، شاخص مهمی در روانشناسی شخصیت و خلق‌وخو شناسی است. اگر این میزان در سطح جامعه فزونی یابد آکادمی پاداش موجه‌تر، قابل‌قبول‌تر و درنتیجه طبیعی‌تر عمل خواهد کرد.

 

(۵) تبعات معیارهای آکادمی پاداش

در حال حاضر آکادمی پاداش آن‌چنان در فضای دانشگاه‌های کشور جاافتاده که اگر به هر دلیلی استاد دانشگاهی دررسیدن به پاداش احساس ناکامی کند انگیزه علمی‌اش متزلزل شده و چه‌بسا دست‌ودلش به کار تحقیقاتی نرود. آکادمی پاداش، حوزه آموزش را هم تحت شعاع قرار داده و بدان لطمه می‌زند. معیارهای آکادمی پاداش ایجاب می‌کند آموزش یک‌رشته دانشگاهی به‌ویژه از ابتدای تحصیلات تکمیلی باهدف تولید مقاله تدوین و تدریس گردد. این امر باعث می‌شود کسب دانش جامع و بلوغ کامل ذهن به حاشیه رفته و آموزش فقط در امتداد یک شاخه تخصصی محدود و باریک باهدف تولید مقاله در آن شاخه صورت گیرد. زیرا با تولید مقاله می‌توان به کسب پاداش امید بست ولی کسی به بلوغ ذهن علمی و تبحر در کلیت یک دانش تخصصی اهمیتی نمی‌دهد. این پروسه به ظهور متخصصینی ختم می‌شود که از رشته علمی خود دانش چندانی ندارند ولی صاحب مقالات پژوهشی متعددی هستند. بعلاوه، چنین شیوه‌های آموزشی و پژوهشی روحیه پرسشگری در باب پرسش‌های بنیادی رشته‌های مختلف علوم و دانش را تقویت نمی‌کنند. برخی از این پرسش‌ها در قلمرو حوزه‌های چند – رشته‌ای هستند.

سرجمع، در آکادمی پاداش انگیزه و هدف برای پژوهش، کسب پاداش است و نیل به این هدف از گذر تولید صرف مقاله تأمین می‌گردد. پژوهش‌های بسیاری در آکادمی پاداش، لاجرم از سنخ لفاظی های زبان زرگری یک‌رشته تخصصی است و بهره خاصی از آن‌ها عاید نمی‌شود؛ ولیکن معیارهای آکادمی پاداش با انتشار مقاله در ژورنال‌های معتبر منافات ندارد. نکته این است: نظام پژوهشی باهدف چاپ مقاله در ژورنال‌ها اعم از با یا بی‌کیفیت دارای ایراد است. این عیب و ایراد کمتر متوجه فرد و عضو دانشگاهی بلکه عمدتاً متوجه نظام سیاست‌گذاری دانشگاهی است. اگرچه ژورنال‌های زیادی هستند که حاصل پژوهش‌های بسیار معتبر را انتشار می‌دهند ولی نمی‌توان معنا و معیار اعتبار علمی پژوهش را چاپ در این یا آن ژورنال قرارداد زیرا اهمیت مسئله، اعتبار و هدف پژوهش، عوامل اصلی معتبر تلقی شدن مقالات هستند. درواقع منطق کار چنین است که پژوهش‌هایی که در راستای اهداف تحقیقاتی معتبر به نتیجه می‌رسند سر از نشریات باکیفیت درآورند و نه بالعکس. زیرا با پذیرفتن روند بالعکس دچار دور باطل در تعریف و تعبیر اعتبار و اهمیت پژوهش‌خواهیم شد. معیارها و تشویق‌های نظام پژوهشی با محوریت چاپ مقاله در این یا آن ژورنال بخصوص، عموم پژوهشگران را بجای تلاش برای تشخیص و یافتن موضوعات و حوزه‌های پژوهشی ارزشمند و فعالیت در این حوزه‌ها و نیز کسب بینش و نقد پژوهشی، آن‌ها را به یافتن انواع لم و شگرد برای پذیرش چاپ مقاله در این یا آن ژورنال می‌کند. این سیستم اساتید و محققین را هدایت می‌کند تا صرفاً رگ خواب این ژورنال‌ها را به دست آورند. ارزش‌های نظام پاداش محور، پژوهشگران توانمند و مستعد دانشگاه را به اتخاذ دیدگاه مسابقه‌ای در میدان چاپ مقاله و تلاش برای رکورد زدن‌های کورکورانه سوق می‌دهد. مادام که رسالت کلانی برای فعالیت علمی در کشور وجود نداشته باشد و معیارهای پژوهشی از موازین آکادمی پاداش طی طریق کند، آسیب‌های بسیاری برای حوزه‌های علمی، فرهنگ حاکم بر دانشگاه و اخلاق آکادمیک وارد خواهد آمد.