ویژه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ارسال شده توسط: سید محمد رضا تقوی

تعداد دفعات بازدید : 217

تاریخ انتشار : 1396/9/27 -20:58

ضرورت تحول در علوم انسانی (بخش ششم)
ضرورت تحول علوم انسانی (بخش ششم) دکتر سید محمد رضا تقوی استاد دانشگاه شیراز پس از پیروزی انقلاب اسلامی (در فاز سیاسی)، برای اداره جامعه نیازمند یک سامانه تفکری بودیم که از 3 خرده نظام، فرهنگ، سیاست و اقتصاد تشکیل شده باشد. طبیعتاً این 3 خرده نظام هم بین خود و هم در درون خود باید دارای یک نظم و هماهنگی باشند. ما نیازمند نظریه ای در ابعاد اقتصادی و فرهنگی در تراز انقلاب اسلامی هستیم که بتواند هم متناسب با نظامواره کل (تفکر برگرفته از اسلام) مملکت را اداره نماید و هم در برابر فشارهای بین المللی (تحریم های اقتصادی و تهاجم فرهنگی) مقابله نماید. خواص (حوزه و دانشگاه)، با تلاش های فردی و غیر سازمان یافته (و به صورت جزیره ای)، درصدد دست یابی به چنین نظامواره هایی هستند و به موفقیت هایی نیز دست یافته اند اما کفایت نمی کند. تذکرات رهبری در خصوص تحول در علوم انسانی و نظریه پردازی که می توانست بستر مناسبی برای رفع این نقیصه باشد نیز تاکنون به قدر کفایت مورد عنایت دستگاهها و مسئولین ذیربط قرار نگرفته است. انتظار می رفت حداقل در 16 سال گذشته، دولت ها، منابع و امکانات کشور را به این سمت سوق دهند. امّا این اتفاق نیفتاد. اینک برای دستیابی به یک نظامواره منسجم برای حل مشکلات مملکت، خصوصاً در ابعاد اقتصادی و فرهنگی، باید تمام منابع و امکانات و استعدادهای مملکت بسیج شوند. حل مسائل پیچیده امروز جامعه بشری بدون داشتن یک منظومه فکری منسجم (نظامواره) ممکن نیست. نیز شکل گیری این منظومه فکری بدون داشتن تفکر سیستمی امکان پذیر نیست. به نظر می رسد به لحاظ تاریخی ما کمتر تجربه "اندیشه ورزی" به شکل نظامواره را داریم و بیشتر نگاه تک گزاره ای و جزئی داریم. نباید انتظار داشته باشیم که دیگران این نظامواره را برای ما شکل دهند زیرا نه می خواهند و نه می توانند. به نظر می رسد بها دادن به امر تحول در علوم انسانی و نظریه پردازی 2 راهکار اساسی برای حل این معضلات باشند. اگر مدل کلان اقتصادی و فرهنگی ما با مدل های رایج در دنیا یکسان نیست، ما باید تدابیری می اندیشیدیم (و بیاندیشیم) که چگونه می خواهیم با فشارهای اقتصادی و تهاجم فرهنگی دنیا مقابله نماییم. تا وقتی که به خودکفایی و استقلال اقتصادی و کفایت لازم برای مقابله با تهاجم فرهنگی نرسیده ایم پیروزی سیاسی انقلاب اسلامی در معرض آسیب قرار دارد. و این مهم جز در سایه تحول در علوم انسانی امکان تحقق نخواهد داشت. امید است اساتید رشته های علوم انسانی ما، بتوانند با هم اندیشی، در این مسیر گام های مؤثری بردارند.