ویژه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ارسال شده توسط: سید محمد رضا تقوی

تعداد دفعات بازدید : 179

تاریخ انتشار : 1396/9/27 -20:49

ضرورت تحول در علوم انسانی (بخش پنجم)
ضرورت تحول علوم انسانی (بخش پنجم) دکتر سید محمد رضا تقوی استاد تمام دانشگاه شیراز علم مجموعه ای از تک گزاره ها نیست، بلکه علم یک نظامواره است. نظامواره علمی به صورت خلق الساعه و در خلاء به دست نمی آید بلکه حتما متاثر از شرایط تاریخی-اجتماعی است. در طول زمان متولد می شود و از طریق شکستن بن بست های پی در پی مسیر خود را هموار می نماید. هر دانشی در مسیر پیشرفت خود، علاوه بر پرورش در بستر تاریخی اجتماعی خود، حتما بر یک مبناهایی استوار است از جمله: اهداف، غایات و خواسته های محقق ، مبادی فلسفی محقق، برداشت محقق از هستی، انسان، معرفت و ... و حتی نیازهای مقطعی و راهبردها حاکم بر نظام آموزشی یک کشور و .... دانش مدرن نیز از مراحل و بسترهای فراوانی عبور کرده است. شاید بسیاری از دانشمندان علوم متداول (چه در ایران و یا خارج از ایران) از بسترهایی که این علم از آن عبور کرده است اطلاع چندانی نداشته باشیم. چون ساینتیست ها نوعا درگیر حل چالش های علمی زمانه خود هستند ( و نوعا درگیر مسائل بنیادی و فلسفه علم نیستند). آنچه در فرهنگ ما از انتقال دانش و تکنولوژی غرب اتفاق افتاده است پیوستن به جریان علم از نیمه راه و بلکه از اواخر راهی است که جوامع پیشرفته از 3-4 قرن قبل متناسب با بسترهای تاریخی اجتماعی خود و هم متناسب با مبادی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی خود به عنوان یک نظامواره علمی منسجم تنظیم کرده اند. و صد البته که این یک تجربه ارزشمند انسانی است که باید حتما از آن بهره کافی برد. ما در شرایط زمانی و مکانی ویژه ای هستیم که با یک انتخاب جدی و تاثیرگذار روبرو هستیم: یا ادامه مسیر فعلی علم که بسترهای آن فراهم است و تقریبا روی غلتک می رویم اما معلوم نیست متناسب با نیازهای واقعی ما باشد. و یا بسترهایی که علم متداول را مهیا کرده اند مطالعه می کنیم و می اندیشیم و آنها را متناسب با نیازهای خود مورد بازآزمون، واکاوی و تنظیم مجدد قرار می دهیم.