ویژه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ارسال شده توسط: سید محمد رضا تقوی

تعداد دفعات بازدید : 258

تاریخ انتشار : 1396/9/24 -21:5

ضرورت تحول در علوم انسانی (بخش چهارم)
ضرورت تحول علوم انسانی (بخش چهارم) دکتر سید محمد رضا تقوی استاد تمام دانشگاه شیراز اندیشمندان علوم انسانی در غرب تا حد زیادی توانسته اند ایده های انسانی (که سرآغاز آن به قرن 17 برمی گردد) را پس از عبور از فراز و نشیب ها و حل چالش های فراوان پیش رو، متناسب با شرایط تاریخی اجتماعی آن سرزمین و هم خواست و اراده انسانی (سوبژکتیویته) تبدیل به یک تمدن نسبتا منسجم و موثر (فعلا کاری به درست و غلط بودن و ارزیابی آن نداریم) بنمایند. نکته قابل توجه و قابل استفاده از شکل گیری علم مدرن در غرب این است که آنها بدون داشتن الگوی قبلی، توانسته اند ایده های خود را، از طریق تعامل با واقعیات زندگی، تبدیل به دانش عملیاتی و قابل استفاده در زندگی روزمره نمایند که حاصل آن همان تمدن غرب است. باور کنیم که این کار برای غرب اصلا کار ساده ای نبوده است. و از این حیث تلاش اندیشمندان آنها واقعا ستودنی است. مخصوصا پیوندی که بین فلاسفه و ساینتیست ها (دانشمندان علوم تجربی) برقرار نموده اند کلید حل این معمای عظیم گشته است. همین جا می توان آموخت که فاصله ای که بین فرهنگ بنیادی و فرهنگ تخصصی در کشور ما وجود دارد یکی از موانع برای فراهم آوردن یک بستر مناسب برای شکل دهی جریان علم است. اشکال اصلی این است که ما در یک بستر تاریخی اجتماعی (حداقل در علوم انسانی) به چنین دانشی دست نیافته آیم. راه ساده را انتخاب کرده از طریق انتقال دانش غرب می خواهیم به تمدن برسیم و این نشدنی است. آن چنان که عرض شد غرب بدون الگو این راه (تبدیل ایده های انسان به برنامه عملیاتی زندگی) را یافته است. و اگر در غرب این تجربه انسانی موفق شده است پس ما هم می توانیم متناسب با شرایط و ایده های خودمان آن را رقم بزنیم. اما نکته اصلی در انتخاب مسیر صحیح است: یک دیدگاه معتقد است که "با راه اندازی فرآیند علم مدرن" باید به این هدف رسید و دیگری معتقد است به صورت خودجوش و از طریق ارتباط برقرار کردن بین خواست های نظری و واقعیات عینی سرزمینی خودمان باید این بستر را فراهم نماییم. این که چرا در غرب ارتباط دانشگاه با نهادهای اجتماعی و صنعت با سهولت انجام می پذیرد و در ایران این اتفاق نمی افتد در حد بالایی مربوط به همین نکته است. بله بسیار جذاب است که به صورت پکیجی بخواهیم دانش غرب را مورد استفاده قرار دهیم اما می بینیم (حداقل در علوم انسانی) تاسیس این همه دانشگاه، به نسبت امکاناتی که گذاشته ایم، موجبات رشد واقعی علمی ما را فراهم ننموده است، بلکه شاید در بخش هایی حتی موجبات سوء استفاده کاسب کاران را فراهم نموده است.